دختری به کورش کبیر گفت: من عاشق شما هستم. کورش به او گفت: لیاقت تو برادر من است که از من زیبا تر است و پشت سرت ایستاده است. دختر برگشت و کسی را پشت سر خود ندید. کورش به او گفت اگر عاشق بودی، پشت سرت را نگاه نمیکردی.
ارسال شده در تاریخ : سهشنبه 19 آذر 1392 :: 17:36
:: توسط : balatarazeshgh
درباره وبلاگ
فقط دعا کنید به عشقم برسم...*****
ببرد از من قرار و طاقت و هوش*
بت سنگین دل سیمین بناگوش*
نگاری چابکی شنگی کلهدار *
ظریفی مه وشی ترکی قباپوش*
ز تاب آتش سودای عشقش *
به سان دیگ دایم میزنم جوش*
چو پیراهن شوم آسوده خاطر *
گرش همچون قبا گیرم در آغوش*
اگر پوسیده گردد استخوانم *
نگردد مهرت از جانم فراموش*
دل و دینم دل و دینم ببردهست *
بر و دوشش بر و دوشش بر و دوش*
دوای تو دوای توست حافظ *
لب نوشش لب نوشش لب نوش*