بالاتر از عشق

بهارم رفت و... یارم نیومد.......

 

 

دل داغونوم طاقت نداره.......


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 24 خرداد 1394 :: 23:21 :: توسط : balatarazeshgh

یک نگاه یار من

 می برد صبر و قرار من


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 24 خرداد 1394 :: 23:15 :: توسط : balatarazeshgh

نمیدونم میای اینجا یا نه...نمیدونم میخونی یا نه...ای کاش میومدی

یادش بخیر قبلا چقدر  باهم خوب بودیم و تو دوسم داشتی اما من هنوزم دوست دارم هنوز

یادته چقدر باهم حرف میزدیم

یادته چقدر میومدی بهم نظر میدادی

یادته چه شور و شوقی واسه هم داشتیم

یادته......................

یادته چه خاطراتی باهم داشتیم

اما تو همه رو فراموش کردی و...........

الان دارم با گریه مینویسم چشام پر اشکه...درست نمی بینم

ای کاش من می مردم و این روزا رو نمی دیدم...بی تفاوتی و بی مهری تورو نمیدیدم

بد کردی بد

یادش بخیر یه روز منو دوست داشتی یادش بخیر

قسم خوردم که نیام طرفت آخه خیلی وقتا اومدم طرفت ..دلم تنگ شد زنگ زدم پیام دادم....اما تو یه رفتاری کردی سرد بودی که خجالت کشیدم خورد شدم

له شدم و تو خودم شکستم...اما بازم دوست دارم

من که دیگه رویی ندارم

دیگه قسم خوردم نیام طرفت

ولی محمدرضا تو که منو میشناسی...من همونم همون فاطمه فقط قلبم بدجور شکسته

فقط تو میتونی قلبمو خوب کنی فقط تو

ای کاش تو بیای طرفم ای کاش

تا تو نیای دلم آروم نمیشه

تو تنها دلخوشی زندگیم بودی بعد ازتو من چیکارکنم

باورم نمیشه هنور ........هیچی باورم نشده هنوز....

نمیگی حالا کی باید اشکای منو پاک کنه؟؟؟

توکه اینطوری نبودی عزیزدلم

توکه مهربون بودی کاش بیای اشکامو پاک کنی

 

ای کاش برگردی...

 


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 24 خرداد 1394 :: 23:09 :: توسط : balatarazeshgh

خدایا میشه منو ببری پیش خودت

بدون اون نمیتونم زندگی کنم...

نمیتونم بخدا نمیتونم


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 24 خرداد 1394 :: 22:50 :: توسط : balatarazeshgh

تا حالا شده  یه نفر که مدتها با یادش زندگی کردی رهات کنه.مدتها همه غم وشادی هات به اون بستگی داشت.هنوزم بستگی داره

هنوز که هنوزه یهو دلت براش تنگ بشه ویهو حالت خراب بشه و نتونی بهش بگی

هرروز تو گلوت بغض کنی  و نتونی یه لحظه صداشو بشنوی

هرروز بخاطرش همه رو بپیچونی وبگی من خودم یار دارم ولی یارت رفته باشه

هر روز با آدمهای مختلف برخورد داشته باشیوسعی کنی اونو فراموشش کنی ولی بازم بگی نه هیشکی محمدرضا نمیشه هیشکی

هر شب به یادش باشی و اشک صورتتو خیس کنه ولی اون روحشم خبرنداشته باشه که تو چی میکشی

هرروز وهرشب باخودت فکر کنی که باید چیکارکنی؟فراموش کنی؟نکنی؟

هرروز تو این فکرباشی که عشمون تموم شد ولی تموم نشده باشه.آخه عشق که تموم شدنی نیست

خلاصه بگم

زندگیم شده یه زندگی تلخ و پرازبغض وغم...

اون فاطمه مرده و الان جاش یه فاطمه پژمرده و زودرنج وعصبی و بداخلاق وافسرده نشسته که هیچ چیزی نداره جز چشمای پر ازاشک و روزای پر از درد و شبهای طولانی اشک آلود

این بود ثمره عشقی که بهش افتخار میکردم و همه رو میپروندم....

حالا اون رفته یه زندگی جدید بسازه من موندم و یه دنیا غم....

خدااااااااا چطور دلت اومد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 


ارسال شده در تاریخ : شنبه 02 خرداد 1394 :: 16:17 :: توسط : balatarazeshgh

خدایا دلم براش تنگ میشه...چیکار کنم؟؟؟

خسته ام.....


ارسال شده در تاریخ : شنبه 02 خرداد 1394 :: 15:54 :: توسط : balatarazeshgh

فاطمه مرد

تموم شد

سیر شد از زندگی


ارسال شده در تاریخ : شنبه 12 اردیبهشت 1394 :: 11:14 :: توسط : balatarazeshgh


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 17 اسفند 1393 :: 11:21 :: توسط : balatarazeshgh

4308933-5b2f8adda30d7b41d367436a03234e8a-l.jpg (768×768)


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 17 اسفند 1393 :: 11:20 :: توسط : balatarazeshgh

 خیلی دلم گرفت ازت ....خیلی


ارسال شده در تاریخ : شنبه 02 اسفند 1393 :: 14:39 :: توسط : balatarazeshgh

درباره وبلاگ
فقط دعا کنید به عشقم برسم...***** ببرد از من قرار و طاقت و هوش* بت سنگین دل سیمین بناگوش* نگاری چابکی شنگی کلهدار * ظریفی مه وشی ترکی قباپوش* ز تاب آتش سودای عشقش * به سان دیگ دایم می‌زنم جوش* چو پیراهن شوم آسوده خاطر * گرش همچون قبا گیرم در آغوش* اگر پوسیده گردد استخوانم * نگردد مهرت از جانم فراموش* دل و دینم دل و دینم ببرده‌ست * بر و دوشش بر و دوشش بر و دوش* دوای تو دوای توست حافظ * لب نوشش لب نوشش لب نوش*
نويسندگان
پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران