بالاتر از عشق


ارسال شده در تاریخ : شنبه 03 خرداد 1393 :: 20:27 :: توسط : balatarazeshgh


ارسال شده در تاریخ : شنبه 03 خرداد 1393 :: 20:26 :: توسط : balatarazeshgh

دوست دارم برم  یه جای خیلی دور...

یه جزیره کوچیک وسط یه اقیانوس بزرگ...

کسی نباشه فقط خودم  و خدا ...

اینقدر داد بزنم که خدا صدامو بشنوه...

بهش بگم خدا هیچی ازت  نمیخوام فقط جونمو بگیر  منو ببر پیش خودت...

خدایا از بنده هات خسته شدم....

اونا مث تو نیستن...

خدایا اگه الان پیشم بودی اشکای رو صورتمو می دیدی...

خدایا چرا من اینطوریم؟؟؟

خدایا من تو زندگیم هیچی کم ندارم...هیچی..به خدا قسم هیچی کم ندارم...خدایا شکرت ولی من از این دنیایی که ساختی بدم میاد

خدایا مگه اشکامو نمی بینی؟؟؟خدایا مگه ...؟؟؟؟ اصلا منو می بینی؟؟؟ اون بالا نشستی حواست به پایین هست؟؟

خدایا من بدم ولی تو که خوبی...خدایا من حوصله خودمم ندارم...چیکارکنم؟؟

خدایا دیگه حرف نمیتونم بزنم...دیگه جون ندارم ...چرا نمیای با من حرف بزنی؟؟؟

همش من حرف میزنم...خدایا مگه تو صدامو نمیشنوی؟؟؟

خدایا کاشکی پیشت بودم...

خدایا منو ببر پیش خودت...

خدایا من از بنده هات میترسم...

اونا همیشه منو تنها میذارن...مخصوصا اونایی که دوسشون دارم....

ولی مطمئنم تو هیچوقت منو تنها نمیذاری...

خدایا من  دلم برات تنگ شده ...کجایی آخه؟؟؟

خدایا موظب همه بنده هات باش مخصوصا ...

خدایا دوست دارم...شب بخیر


ارسال شده در تاریخ : شنبه 03 خرداد 1393 :: 20:18 :: توسط : balatarazeshgh

 

 

یعــــنی می رسـَد روزی کـــه رویِ همـین صفـحـه بنوـیسم

       آمــــــــــــــد!!

 

 


ارسال شده در تاریخ : پنج‌شنبه 01 خرداد 1393 :: 12:37 :: توسط : balatarazeshgh

 

 

کاش خدا می اومد و میگفت: دیوونه م کردی...

بیا اینم اونی که میخواستی....!!!

اخمگریه

 


ارسال شده در تاریخ : پنج‌شنبه 01 خرداد 1393 :: 12:35 :: توسط : balatarazeshgh

 

فارس،،نژاد پرست نیست (مگه کوروش نژاد پرست بود؟)

 

رشتی بی غیرت نیست (مگه میرزا کوچک خان بی غیرت بود؟)

 

مازندرانی کله ماهی خور نیست (مگه نیما کله ماهی خور بود؟)

 

لر هالو نیست (مگه لطف علی خان يا آريوبرزن هالو بود؟)

 

ترک زبان عر عر نمی کنه (مگه شهریار عر عر می کرد؟)

 

قزوینی همجنس باز نیست (مگر علامه دهخدا همجنس باز بود؟)

 

خراسانی بادیه نشین و بدوی نیست (مگر دکترشریعتی بادیه نشین بود؟)

 

ايرانی به خودت بيا ببين چی و به كي میگی.... کپی نکنی ایرانی نیستی!!!

 

 

 


ارسال شده در تاریخ : پنج‌شنبه 01 خرداد 1393 :: 12:34 :: توسط : balatarazeshgh

 

 

يه پسر انگليسي به پسر ايراني ميگه: چرا خانوماتون با مردا دست نميدن؟

 

يعني انقدر مرداتون شهوت پرستن؟

 

پسر ايرانيه ميگه: چرا هر مردي نميتونه دست ملکه شمارو لمس کنه؟

 

پسر انگليسي عصباني ميشه و ميگه: ملکه فرد عادي نيست فقط با افراد خاص دست ميده.

 

پسر ايراني ميگه: خانوم هاي سرزمين من همه ملکه اند...

 


ارسال شده در تاریخ : پنج‌شنبه 01 خرداد 1393 :: 12:31 :: توسط : balatarazeshgh

 

هی تو… نمیدانم نامت را چه بگذارم… .

مخاطب خاص!

.تمام زندگی!

.دلیل نفس کشیدن!

.همه ی وجود…

یا تنها عشقم…

به هرنامی که باشی بدان…   

آرام……برایت جان میدهم...


ارسال شده در تاریخ : پنج‌شنبه 01 خرداد 1393 :: 12:28 :: توسط : balatarazeshgh

 آيا مي دانيد

وقتی در حال حمل قرآن هستيد شيطان دچار درد شديد در سر ميشود

وباز كردن قرآن شيطان را تجزيه ميكند وبا خواندن قرآن به حالت غش فرو ميرود

و خواندن قرآن باعث در اغما رفتنش ميشود و

آيا می دانيد

زمانی كه می خواهيد دوباره اين پيام را به ديگران منتقل كنيد

شيطان سعی خواهد كرد شما را منصرف سازد

فريب شيطان را نخورو کپی کن . . . !

 

 


ارسال شده در تاریخ : پنج‌شنبه 01 خرداد 1393 :: 12:25 :: توسط : balatarazeshgh

 

 

اعوذ به الله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

شیطان از جنس جِـن است واز آتش خلق شده است. وقبل از اینکه از بهشت رانده شود

خدارا بسیاز عبادت میکرد. به همین دلیل عزازیل نام گرفت.

حضرت علی (ع) فرمودند: شیطان هفتاد هزار سال خدا را عبادت کردو فقط یک نماز دو رکعتی

او چهار هزارسال طول کشید

.وقتی خدا انسان را از خاک آفرید ودرآن روح دمید به تمام ملائکه دستور داد که بر آدم

سجده کنند وهمه سجده کردند به غیر از ابلیس.

شیطان به خدا گفت :من هفتاد هزار سال تو را عبادت کرده ام وخودت فرموده ای که

هرکس مرا عبادت کند عبادتش بی نتیجه نمی گذارم وعوضش را به او می دهم.

خدا فرمود:هرچه بخواهی در دنیا به تو عطاء می کنم

.شیطان گفت : *اول اینکه اجازه بدهی تا قیامت زنده بمانم. خداوند فرمود :

تا روز معلومی تو را مهلت می دهم. *

دوم اینکه در مقابل هریک از فرزندان آدم 2 فرزند به ما عطا کنی که برای هریک از اولاد آدم

دو فرزند را مسلط کنم تا آنها را به گمرا هی بکشانند. *

سوم اینکه از تو می خواهم مرا در بدن اولاد آدم همچون خون در جریان دهی که

از هر جای بدن او بتوانم او را به معصیت بکشانم *

چهارم اینکه می خواهم اولاد آدم ما را نبیند ولی ما انها را ببینیم! *.

پنجم اینکه از تو می خواهم به من قدرتی دهی که به هرشکلی که می خواهم در آیم

وهرکجا که می خواهم بروم. *

ششم میخواهم تا دم مرگ پیش اولاد آدم باشم.

(امام محمد باقر(ع) فرمود: هنگامی که انسان درحال جان کندن است خیلی تشنه می شود

و در آن هنگام شیطان با یک لیوان آب می آید ومی گوید :اگر برمن سجده کنی وکافر شوی

این آب را به تو می دهم،اما شیطان آب را میریزد ومی گوید از تو بیزارم ومی رود.) *

هفتم اینکه از تو می خواهم مرا برسینه اولاد آدم مسلط کنی تا اورا وسوسه کنم.

خداوند در پایان می فرماید:تمام خواسته هایت را برآورده میکنم ولی هرکس پیرو توباشد

او را با توبه جهنم می فرستم.

بعد شیطان می گوید :ای خدا به عزت وجلالت قسم همه ی انسان ها را گمراه میکنم

مگر عده معدودی که بنده خاص تو هستند.

شیطان گفت:جایی برای زندگی به من بده.خدا فرمود :تو را درحمام ها وهرکجا که

محل رفت وآمدمردم است قرار می دهم.

شیطان گفت:غذای من چه باشد؟خدا فرمود: سرهر سفره ای که نام من

(بسم الله الرحمن الرحیم) برده نشود بنشین با آنها که همچون حیوان گرسنه هستند غذابخور.

امام محمد باقر(ع)فرمود:اگر اول غذایادتان رفت بسم الله بگوئید اخر غذا بگوئید خدایا شکرت

تا شیطان هرچه را که خورده استفراغ کند.

بعد شیطان گفت من احتیاج به آب دارم،خدا فرمود:آب تو شراب وهر چیز مست کننده باشد

بعد شیطان گفت برای من کتابی قرار بده. خدا فرمود : کتاب تو وشم(خالکوبی وکتابهای سحروجادو)

اولین کسی که سحر وجادو را به انسان اموخت شیطان بود بعدشیطان گفت برای من حدیثی قرار بده

.خدا فرمود :حدیث تو دروغ است. بعد گفت:برای من دام و وسیله شکار قرار بده.

خدا فرمود :زنآن را وسیله صید وبه دام انداختن مردم قرار دادم

 


ارسال شده در تاریخ : پنج‌شنبه 01 خرداد 1393 :: 12:23 :: توسط : balatarazeshgh

درباره وبلاگ
فقط دعا کنید به عشقم برسم...***** ببرد از من قرار و طاقت و هوش* بت سنگین دل سیمین بناگوش* نگاری چابکی شنگی کلهدار * ظریفی مه وشی ترکی قباپوش* ز تاب آتش سودای عشقش * به سان دیگ دایم می‌زنم جوش* چو پیراهن شوم آسوده خاطر * گرش همچون قبا گیرم در آغوش* اگر پوسیده گردد استخوانم * نگردد مهرت از جانم فراموش* دل و دینم دل و دینم ببرده‌ست * بر و دوشش بر و دوشش بر و دوش* دوای تو دوای توست حافظ * لب نوشش لب نوشش لب نوش*
نويسندگان
پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران