بالاتر از عشق

نه در آغوشم گرفته ای ...

نه مرا بوسیده ای ...

و نه , نوازشم کرده ای ...

اما , ببین ,

چگونه برایت \"عاشقانه\" می نویسم ....

 


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 29 مرداد 1393 :: 12:57 :: توسط : balatarazeshgh

دلم میخواد نصف شب بهش اس بدم،هیچی ...

 اونم بگه چی هیچی...

منم تا تاصب صدتا جواب بهش بدم ...

هیچی نیس ک جای خنده هاتو واسم بگیره ...

هیچی نیس ک باعث بشه دوست نداشته باشم

هیچی نیس ک از تو واسم مهم تر باشه ...

هیی نیس ک عین تو بهم ارامش بده ...

هیچ نیس ک باهاش احساس خوشحالی کنم ....

هیچی غیر از تو عشقم نیست ...

هیچی نمیتونه مثل تو ارزش زندگیو بهم  بفهمونه...

هیچیـ....


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 29 مرداد 1393 :: 12:36 :: توسط : balatarazeshgh

امروز ساعت 10و48 دقیققه صبح عشقم زنگ زد...شمارشو که دیدم خیلی ذوق کردم

گفت میدونی کجام؟ گفتم نه

گفت همونجایی که تو صحن کنارهم نشسته بودیم

روبروی صحن انقلاب

همونجایی که باهم قرار گذاشتیم

یادش بخیر

واقعا غافلگیر

شدم

خیلی خوشحال شدم که به یادم یوده خیلی خیلی

قربونش برم من صداشو که شنیدم خیلی خوشحال شدم

کاشکی زودتر برگرده

هههه حالا انگار خونشون توشهرماست؟ حیف که نیست

ولی از استانمون  که رفته مشهد

انگار از پیش خودم ازشهر خودم رفته چون فاصلمون چندبرابر شده بیشتر دلتنگش میشم

کاشکی زودتر برگردی زودتر بیای شهرمون زودتر ببینمت زودتر مال هم بشیم

زودتر ...

دوست دارم محمدرضای عزیز و خوب و مهربونم

دوست دارم مش محمدرضا..هههه چقدر بهت میاد

دووووووووووووووووست دارمممممممممممممم

 


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 27 مرداد 1393 :: 16:10 :: توسط : balatarazeshgh

امروز محمد رضای من از طرف دانشگاه راهی مشهدالرضا شد

انشاالله دفعه بعدی باهم میریم


ارسال شده در تاریخ : جمعه 24 مرداد 1393 :: 17:14 :: توسط : balatarazeshgh


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 22 مرداد 1393 :: 11:43 :: توسط : balatarazeshgh


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 22 مرداد 1393 :: 11:42 :: توسط : balatarazeshgh

تولــــدت مبــــارک     تولـــــدت مـــبارک

 

بیا شمعا رو فوت کن که   صــــــد سال زنده باشی

 

تولد تولد تولدت مبارک ،مبارک مبارک تولدت مبارک

 

بیـــــا شمـــعا رو فوت کـــن که صـــد سال زنــــده باشی

 

تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک

 

تولدت مبارک تولدت مبـارک تولدت مبارک تولدت مبارک

 

تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک

 

تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک

 

بیا شمعا رو فوت کن که صــــد سال زنده باشی

 

تولــــد ت مبــارک تولـــدت مبــــــارک

 

تــولد تولــد تولـــد تولدت مبارک

 

الـــهـی صــــــــد سـاله

 

شی نه صد وبیست

 

ساله شی نه

 

۱٢٠سال

 

کمه

همیشه زنده باشی

 


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 22 مرداد 1393 :: 11:06 :: توسط : balatarazeshgh

سلام عشقم

میدونم که خوبی .. چون همین الان داشتم باهات حرف میزدم

منم خوبم...خوب خوب

امروز یکی از  بهترین روزای زندگیمه...عشقمون یک ساله شده...انشالله عشقمون  ابدی میشه

چون امروز 22 مرداده....روز عشقه...روزیه که همدیگرو پیدا کردیم...توی بهشت همدیگرو پیدا کردیم...حرم امام رضا ع...

یادت هست پارسال توی همین روز عصر بود..ساعت دور وبر 5ونیم شش بود فکرکنم

من نشسته بودم تو صحن آزادی رو به ضریح امام رضا

منتظر مامان وخاله بودم که بیان...رفته بودن زیارت...من نمیتونستم برم..روز اولی بود که رسیده بودیم مشهد

تو داشتی رد میشدی از همون دور چشامون به هم گره خورد

دلم هری ریخت پایین....یه جذبه ای داشتیا

اومدی رد شدی...چند دقیقه بعد برگشتم عقب نگاه کردم ببینم کجا رفتی

میخواستی بشینی که باز منو دیدی...

بعدشم دیگه مامانینا اومدن ..

وقت نماز بود ..تو خیلی خونسرد رفتی از حوض وضو گرفتی نمازتم خوندی به جماعت

ولی من مجبور بودم مراقب بنیامین پسرخالم باشم که یه وقت گم نشه

بعدشم اومدیم کنار حوض توهم اومدی ...اینقدر ازت خوشم میومد...هی لوس نشیا

دیگه ما هرجا رفتیم تو پشت سرمون میومدی

بعضی جاها که شلوغ بود یهو غیب میشدی ناراحت میشدم...

باز میدیدمت و خوشحال میشدم

تا اینکه بلاخره توی خیابون دیگه داشتیم میرفتیم از قیافت پیدا بود چقدر هول شدی

اومدم دم مغازه ولی باز نتونستی شمارتو بدی

تا اینکه لحظه ی آخر دیدم خیلی ناراحتی شمارتو گرفتم....ههههههههه

دیگه بقیشم که خودت میدونی...

ولی آخر نفهمیدم کی شماره رو نوشته بودی که آماده بود؟؟؟

عاشقتم محمدرضا

همیشه بهت افتخارمیکنم

همیشه برام عزیزی

تورو تو بهشت پیدا کردم

عشقمون پاک و مقدسه

خداهم خودش کمک میکنه که به زودی زود به هم برسیم

باهم بریم پابوس امام رضا که قربونش برم

دستمون تو دست هم

بریم پیش همون خادما که تو حرم گرفتنمون

بریم بهشون بگیم که ما به هم رسیدیم

بریم زیارت

من همیشه عاشق امام رضا بودم از بچگی ...اما الان دیگه دیوونشم بخدا

محمدرضا تو برای من هدیه خدایی

چون از وقتی دیدمت بیشتر از همیشه به خدا نزدیک شدم

تو منو به خدا رسوندی

خدایی که ازش دور بودم

خدایا دوست دارم

محمدرضا دوست دارم

عاشقتم...انشاالله به زودی به هم میرسیم

 


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 22 مرداد 1393 :: 10:56 :: توسط : balatarazeshgh

دیگه به چه زبونی بگم دوستت دارم؟

 

  

 

اگر صدام و نمیشنوی

 

دیگه چشمات که میبینه

 

دارم چی بهت میگم


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 20 مرداد 1393 :: 22:34 :: توسط : balatarazeshgh

عاشق پسری شدم که با همه ی پسرا فرق داره !

 

ღ عاشق پسری شدم که جذبه ی چشمای تیله ایش دلمو میلرزونه !

 

 

ღ پسری که حامیم بود و هست !

 

ღ پسری که خیلی وقتا حرص آدمو در میاره !

 

ღ پسری که بعضی وقتا خیلی اذیت میکنه !

 

 

ღ پسری که خیلی مهربونه !

 

ღ پسری که خیلی شیطونه !

 

ღ پسری که خیلی مغروره !

 

 

ღ پسری که پرتلاشه و همیشه رو پای خودشه !

 

 

ღ پسری که شوخه و دائم آدمو میخندونه !

 

 

ღ پسری که با بعضی کاراش کم اعصاب منو خرد نکرده !

 

 

ღ پسری که کم باهاش کل کل نکردم !

 

ღ ولی من عاشق این پسرم

 

ღ عاشق خنده هاش

 

ღ عاشق نگاهاش

 

ღ عاشق صداش

 

 

ღ عاشق شیطنتاش

 

ღ عاشق غرورش

 

 

ღ پسری که به من امید زندگی کردن میده

 

ღ پسری که اگه نباشه داغوون میشم

 

ღ پسری که شده تموم زندگیم

 

ღ عاشقتم عشقم ...عاشقتم محمدرضای خودم


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 20 مرداد 1393 :: 22:32 :: توسط : balatarazeshgh

درباره وبلاگ
فقط دعا کنید به عشقم برسم...***** ببرد از من قرار و طاقت و هوش* بت سنگین دل سیمین بناگوش* نگاری چابکی شنگی کلهدار * ظریفی مه وشی ترکی قباپوش* ز تاب آتش سودای عشقش * به سان دیگ دایم می‌زنم جوش* چو پیراهن شوم آسوده خاطر * گرش همچون قبا گیرم در آغوش* اگر پوسیده گردد استخوانم * نگردد مهرت از جانم فراموش* دل و دینم دل و دینم ببرده‌ست * بر و دوشش بر و دوشش بر و دوش* دوای تو دوای توست حافظ * لب نوشش لب نوشش لب نوش*
نويسندگان
پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران