بالاتر از عشق

امروز ساعت 10و48 دقیققه صبح عشقم زنگ زد...شمارشو که دیدم خیلی ذوق کردم

گفت میدونی کجام؟ گفتم نه

گفت همونجایی که تو صحن کنارهم نشسته بودیم

روبروی صحن انقلاب

همونجایی که باهم قرار گذاشتیم

یادش بخیر

واقعا غافلگیر

شدم

خیلی خوشحال شدم که به یادم یوده خیلی خیلی

قربونش برم من صداشو که شنیدم خیلی خوشحال شدم

کاشکی زودتر برگرده

هههه حالا انگار خونشون توشهرماست؟ حیف که نیست

ولی از استانمون  که رفته مشهد

انگار از پیش خودم ازشهر خودم رفته چون فاصلمون چندبرابر شده بیشتر دلتنگش میشم

کاشکی زودتر برگردی زودتر بیای شهرمون زودتر ببینمت زودتر مال هم بشیم

زودتر ...

دوست دارم محمدرضای عزیز و خوب و مهربونم

دوست دارم مش محمدرضا..هههه چقدر بهت میاد

دووووووووووووووووست دارمممممممممممممم

 



ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 27 مرداد 1393 :: 16:10 :: توسط : balatarazeshgh

درباره وبلاگ
فقط دعا کنید به عشقم برسم...***** ببرد از من قرار و طاقت و هوش* بت سنگین دل سیمین بناگوش* نگاری چابکی شنگی کلهدار * ظریفی مه وشی ترکی قباپوش* ز تاب آتش سودای عشقش * به سان دیگ دایم می‌زنم جوش* چو پیراهن شوم آسوده خاطر * گرش همچون قبا گیرم در آغوش* اگر پوسیده گردد استخوانم * نگردد مهرت از جانم فراموش* دل و دینم دل و دینم ببرده‌ست * بر و دوشش بر و دوشش بر و دوش* دوای تو دوای توست حافظ * لب نوشش لب نوشش لب نوش*
نويسندگان
پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران