بالاتر از عشق

 بی خیال است !

 

خیلی بی خیال . . . !

 

همان کسی که تمام خیال من است ...


ارسال شده در تاریخ : شنبه 07 دی 1392 :: 10:59 :: توسط : balatarazeshgh


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 02 دی 1392 :: 17:47 :: توسط : balatarazeshgh


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 02 دی 1392 :: 17:45 :: توسط : balatarazeshgh

از در درآمدی و من از خود به درشدم   گویی کز این جهان به جهان دگر شدم
گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوست   صاحب خبر بیامد و من بی‌خبر شدم
چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب   مهرم به جان رسید و به عیوق برشدم
گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق   ساکن شود بدیدم و مشتاق تر شدم
دستم نداد قوت رفتن به پیش دوست   چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم
تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم   از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم
من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت   کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم
بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان   مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم
او را خود التفات نبودي به صید من   من خویشتن اسیر کمند نظر شدم
گویند روی سرخ تو سعدی كه زرد کرد   اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 02 دی 1392 :: 17:40 :: توسط : balatarazeshgh


ارسال شده در تاریخ : شنبه 30 آذر 1392 :: 09:13 :: توسط : balatarazeshgh


ارسال شده در تاریخ : شنبه 30 آذر 1392 :: 09:13 :: توسط : balatarazeshgh

متن ترانه کوروش کبیر :

 

 

 

کوروش پاشو ببین کشور تو راه مهیبیه *** پاشو بنگر که ملت توی خواب عمیقیه

 

ببین به دنیا داریم میگیم که ما برتریم *** در حالی که ما ها همه گدا پروریم

 

ببین یه جوون داره از ته دلش بهت داره میگه *** اینجا لوات و ضنا جزءی از کردار نیکه

 

کوروش ناموس فروشی رو دور قیمت *** کوروش ملت گفتار نیکش فحشو غیبته

 

 

 

کوروش تو رو تحقیرو ویران کردن *** اسمت خط خورده از تقویم ایران رسما

 

راستی مقبرت با سیل و بلاها رفته *** عکست فقط سر در قلیون سراها نصبه

 

کوروش آرامش خیلی وقته زندانی شده *** نماد فروهر نماد شیطانی شده

 

کوروش داره برمیگرده عقب زمونه ***

 

*** دنیا پیشرفت کرد ما دوره ی دارسی موندیم

 

کوروش خلیجتو خلیج عرب نامیدن *** ولی بازم عربو تو وطن راه میدن

 

همون عرب هایی که هستن تشنه به خونمون *** همونا که دختار رو کردن زنده به گورشون

 

هستن همسایه ی ایران ما روی کاغذ *** ولی دستاشون با دست بیگانه ها تو یه کاسس

 

کجایی که ببینی دلا خونن *** همه درگیر یه لقمه نونن

 

حتی جوونای ایران *** دیگه هیچی از عشق نمیدونن

 

یه روز میاد که به جز یه نقشه *** چیزی از ایران باقی نمونه

 

کسایی که رفتنو جون دادن ***

 

انقد درگیر شدیم که غیرت *** دیگه واسمون معنا نداره

 

کوروش بیدار شو وقتی خوابی *** شدیم طفلی که مادر نداره

 

هرکی میاد به اسم یه مادر *** یه چیزی ازمون برمیداره

 

یه روز میاد که یه ایرانی *** دیگه هیچی از خودش نداره

 

دلت گرفته کوروش میدونم تابع احساسی *** مردم اشک ریختن سر قبر ناصر حجازی

 

ولی چه فایده اسطوره ها در اغوش میرنو *** بعد مدتی از یاد ها فراموش میشن

 

بغضی تو گلومه مثل یه دیوانه تو بندم *** چرا تندیستو دادن دست بیگانه تو لندن

 

چرا یادت کوروش از همه حیف دود شده *** نوشتن عقده ها فقط تویه فیسبوک شده

 

کوروش مردو مردونگی از تو افکار رفته *** سلاح کشتار جمعی شده اخبار هفته

 

جوونا جیباشون خالیه و از دم بیکارن *** اونا فکر خالی کردنو باز زدن سیگارن

 

کوروش جوونا از بی پولیشون جنون میگیرنو *** یه عده ریش سفید نشستنو جومونگ میبینن

 

از همون ریش سفیدایی که جیباشون شده *** پول ملت که تو حسابای سیباشون پره

 

ما هم هر روز از دیروزمون مرده تر هستیم *** که یه ملت سیاه پوشه مرده پرستیم

 

کوروش هواپیماها به عشق ملت میپرنو *** مسافرارو به بهشتو جنت میبرن

 

بعد این حادثه مردم رخت سیاه میپوشنو *** شراب مرگو با یه بخت سیاه مینوشن

 

کوروش جایه اینکه به امید اینده بشینی *** حامد حاضر بمیره ایرانو پاینده ببینی

 

کجایی که ببینی دلا خونن *** همه درگیر یه لقمه نونن

 

حتی جوونای ایران *** دیگه هیچی از عشق نمیدونن

 

یه روز میاد که به جز یه نقشه *** چیزی از ایران باقی نمونه

 

کسایی که رفتنو جون دادن *** به خدا واسه ی بهشت نبوده

 

انقد درگیر شدیم که غیرت *** دیگه واسمون معنا نداره

 

کوروش بیدار شو وقتی خوابی *** شدیم طفلی که مادر نداره

 

هرکی میاد به اسم یه مادر *** یه چیزی ازمون برمیداره

 

یه روز میاد که یه ایرانی *** دیگه هیچی از خودش نداره...


ارسال شده در تاریخ : شنبه 30 آذر 1392 :: 09:06 :: توسط : balatarazeshgh

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید   گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز   گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید
گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم   گفتا که شب‌رو است او، از راه دیگر آید
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد   گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد   گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید
گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت   گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید
گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد   گفتا مگوی با کس تا وقت آن درآید
گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد   گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر آید

ارسال شده در تاریخ : پنج‌شنبه 28 آذر 1392 :: 12:31 :: توسط : balatarazeshgh


ارسال شده در تاریخ : پنج‌شنبه 28 آذر 1392 :: 12:28 :: توسط : balatarazeshgh


ارسال شده در تاریخ : پنج‌شنبه 28 آذر 1392 :: 12:26 :: توسط : balatarazeshgh

درباره وبلاگ
فقط دعا کنید به عشقم برسم...***** ببرد از من قرار و طاقت و هوش* بت سنگین دل سیمین بناگوش* نگاری چابکی شنگی کلهدار * ظریفی مه وشی ترکی قباپوش* ز تاب آتش سودای عشقش * به سان دیگ دایم می‌زنم جوش* چو پیراهن شوم آسوده خاطر * گرش همچون قبا گیرم در آغوش* اگر پوسیده گردد استخوانم * نگردد مهرت از جانم فراموش* دل و دینم دل و دینم ببرده‌ست * بر و دوشش بر و دوشش بر و دوش* دوای تو دوای توست حافظ * لب نوشش لب نوشش لب نوش*
نويسندگان
پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران