بالاتر از عشق

بعضی ها لایق هیچ احساسی نیستند

حتی تنفر


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 :: 17:35 :: توسط : balatarazeshgh

این تو بودی که باختی نه من !!!

من کسی رو از دست دادم که دوستم نداشت

اما تو کسی رو از دست دادی که عاشقت بود ...


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 02 تیر 1395 :: 13:00 :: توسط : balatarazeshgh

نفرینت نمیکنم....     (همین که جایت در دعاهایم خالی ست کافی ست )


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 02 تیر 1395 :: 12:48 :: توسط : balatarazeshgh

دلم دیگه براش نمی تپه

کاملا فراموشش کردم

فقط یه چیزی قلبمو آتیش میزنه

با بی رحمی خداحافظی کرد

...


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 02 تیر 1395 :: 12:37 :: توسط : balatarazeshgh

ما هیچی نیستیم و این لطف خداست

ولی همین هیچی آرزوی خیلیاست


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 02 تیر 1395 :: 12:34 :: توسط : balatarazeshgh

سلام

امروز عجب چیزی دیدم

نزدیک بود شاخ دربیارم....خداروشکر شاخ در نیوردم

آدم بی احساس کامنت گذاشته...خیلی عجیبه خیلی

نمیدونم چطوری گذرش به اینجا افتاده....والا ....

اول اینو بگم که من ایشونو بلاک کردم شمارشم حذف کردم

چون دردهاشو فراموش کردم اما درساشو نه....

عشق آدمو تغییر میده...شاید بدتر بشی شاید بهتر اما هیچوقت آدم سابق نمیشی

یه حرفای تو دلم سنگینه بزار بگم راحت شم

یادمه برای اولین بار که حرف از رفتن زد یعنی یکسال قبل ازاینکه کات کنیم....خیییییییییییلی حالم بدشد تاصبح گریه کردم روزم انگار روانیا رفتم دانشگاه ..همه فهمیدن حالم بده..اما به رو خودم نیوردم....دقیق نمیدونم یه روز یا دو روز بعدش بهم پیام داد که نفرینم کردی؟ گفتم نه....اون موقع بود که شناختمش...به جای اینکه حالمو بپرسه به فکر خودشه میترسه نفرینش کنم درحالی که من تا پای خودکشی هم رفتم چقدراحمق بودم نه؟...خخخخ....خیلی برام دردناک بود خیلی...

ایشون فکرمیکرد من کمبود دارم که انقد عاشقشم نمیدونه اینجا چقدر کشته مرده دارم چقدر برام می میرن ...هه....من همه زندگیمو فدای یه نفر کردم..حیفم میاد به وقتایی که هدر میدادم براش...قبض تلفنمون همیشه زیاد میومد..چقدرمن احمق بودم

حتی بخاطرش به هیچ پسری هم ه نگاه نمیکردم چون همه زندگیم یه نفر بود

یه چیزایی باید گفته بشه : که بعضیا هرفکر خواستن نکنن

بعداز این آدم انقدر سنگدل شدم که نگو خیلی زیاد بی احساس شدماگه بدونید تو این مدت دل چند نفرو شکستم...ولی عین خیالم نیست هیچ احساسی ندارم شدم مث خودش

خیلیای هستن که بعد از رفتن محمدرضا  دلشون شکستم و نزاشتم حتی یه قدم وارد زندگیم بشن واقعا هم مرد بودن بااینکه محلشون نمیزارم ولی به پام وایسادن با تمام وجود اما اونی که عشقم بود پشتمو خالی کرد........میخوام بگم که یه نفر باعث شد من این همه بی احساس بشم که اشک پسر مردمو می بینم و دلم یه ذره هم نمیسوزه....دیگه شدم آدم آهنی...دلم برای هیشکی نمیسوزه

خداروشکر خیلی خاطرخواه دارم...خیلی خواستگار دارم خیلی...خیلیا بهم پیشنهادمیدن...همه دوسم دارن....همیشه خداروشکرمیکنم که انقدر دوس داشتنی ام اما

اما دیگه نمیتونم عاشق بشم

حتی نمیتونم کسیو دوست داشته باشم

کاملا بی تفاوت....همه چیو فراموش کردم خیلی راحتم چون دیگه قلبم کارنمیکنه

آها اینم بگم......خیلی وقتا میشد بیش از ده بار  که من میگفتم دیگه تموم کنیم و خداحافظی میکردم اما طاقت نمیوردم چندروز بعد دوباره پیام میدادم اما اون عین خیالشم نبود...سنگ بود

اما بار آخری که خودش گفت تموم کنیم واقعا تموم کردیم اونم طاقت اورد..بعضیا که مثل من عاشق نبودن....هه

آخ دلم برای خودم میسوزه که تا یکی دوماه بعدش انگار یه زخمی تو سینم بود....هنوزم هست .....دیگه نمیزارم کسی رو زخمم نمک بپاشه..کاش پیامای خواهرشو میخوند خودشو جای من میزاشت ببینم چه حالی پیدا میکنه

به سلامتی خودم که براش آرزوی خوشبختی هم کردم اما اون چی؟.......هیچ فقط گفت خداحافظ

این دلم خیلی پره....خیلی

برو با مریم جونت با هرکسی که میخوای خوش باش..........

فقط یادت نره منم خدایی دارم

خدا در دلهای شکسته ست خدا هیچوقت منو تنها نمیزاره...دستمو میگیره....آرومم میکنه...تواین مدت خدا کنارم بود اگه تو نبودی ولی خدا بود

نفرین نمیکنم ....در شان خودم نمی بینم کسیو نفرین کنم...فقط میگم ایشالا یه روز بفهمی من چی کشیدم...ازدواج که میکنی دختردار که میشی بلاخره...

 فقط بدون خدا می بینه..........

 

 


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 02 تیر 1395 :: 12:27 :: توسط : balatarazeshgh

درود وسلام برشما دوستان گل

امروز به درخواست دونفر از دوستان یعنی یلدا خانم و نهال زیبا یکی از شعرامو که تازگی سرودم براتون اینجا می نویسم امیدوارم خوشتون بیاد

درضمن به انجمن ادبی اداره ارشاد شهرستان هم پیوستم وخیلی خوشحالم که بازم استادمو می بینم و بهمون کمک میکنند

راستی به دوستان شاعر یه توصیه دارم که حتما به سایت شعرنو یه سربزنید وعضو بشید...خیلی سایت جالبیه کل شاعران ایرانی دورهم جمع میشن وشعر میفرستن

منم تا الان یه شعر و یه متن ادبی فرستادم.آرامنمایش دادن...خیلی دوس دارم شعرایی که ازده سالگی سرودم تا الان همشو بفرستم تا ایراداتشو بدونمخنده

این شعرو به افتخار یلدا ونهال جون میزارم امیدوارم خوشتون بیاد...کپی نکنیدااخم

 

 

ای کاش...

گل سرخی بودم

میان دست هایت

یا اشکی بودم

روی گونه هایت

ای کاش..

من تو بودم

یا...

تو   من بودی

تا این که باور میکردی

سپیدی گل سرخ را

و خوشبختی اشک هایت را

 

فاطمه.ط


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 11 بهمن 1394 :: 16:12 :: توسط : balatarazeshgh

متضاد عشق نفرت نیست

بی تفاوتی ست

دوریست


ارسال شده در تاریخ : پنج‌شنبه 01 بهمن 1394 :: 14:50 :: توسط : balatarazeshgh

نازی ها

تانک داشتند

روس ها توپ

انگلیسی ها

با لبخند

گندمزارهایمان را درو کردند...

وتو...

از کدام کشوری

که با دست خالی مرا غارت کردی؟

 

 

فاطمه ام شعرم دوستت دارم...من شاعری بودم که سالها خود را به عاشقی زده ام اکنون به اصل ونسبم برگشته ام


ارسال شده در تاریخ : پنج‌شنبه 01 بهمن 1394 :: 14:45 :: توسط : balatarazeshgh

یه پاییز زردو

زمستون سردو

یه زندون تنگو

یه زخم قشنگو

غم جمعه عصرو

غریبی حصرو

یه دنیا سوالو

تو سینه ام گذاشتی...

جهانی دروغو

یه دنیا غروبو

یه درد عمیقو

یه تیزی تیغو

یه قلب مریضو

یه آه غلیظو

یه دنیا محالو

تو سینه ام گذاشتی...

 

تیتراژ سریال شهرزاد بود که آخرش میگه عزیزم کجایی رفیقم کجایی؟

اما دیدم این تکه آخریش مناسب حال من و اون نیست...چون رفیق بود . عزیز بود اما الان ...


ارسال شده در تاریخ : پنج‌شنبه 01 بهمن 1394 :: 14:37 :: توسط : balatarazeshgh

صفحه قبل123...39صفحه بعد

درباره وبلاگ
فقط دعا کنید به عشقم برسم...***** ببرد از من قرار و طاقت و هوش* بت سنگین دل سیمین بناگوش* نگاری چابکی شنگی کلهدار * ظریفی مه وشی ترکی قباپوش* ز تاب آتش سودای عشقش * به سان دیگ دایم می‌زنم جوش* چو پیراهن شوم آسوده خاطر * گرش همچون قبا گیرم در آغوش* اگر پوسیده گردد استخوانم * نگردد مهرت از جانم فراموش* دل و دینم دل و دینم ببرده‌ست * بر و دوشش بر و دوشش بر و دوش* دوای تو دوای توست حافظ * لب نوشش لب نوشش لب نوش*
نويسندگان
پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران