بالاتر از عشق

ما ""مـــرد"" هستیم!

دستــــانمان از تو زِبرتر و پهن تر است

صورتمان ته ریشى دارد

قلبمان به وسعـــتِ دریــــا

جـــاىِ گریـــــه كردن به بالكن میرویم و سیـــــگار دود میــــكنیم!

... ... ما با همــــان دستان پهن و زبر تو را نوازش میكنیم

با همان صورت ناصاف و ناملایم تورا میبوسیم و تو آرام میشوى

آنقــــدر مارا نامــــرد ""نخوان""!

آنقدر پول و ماشین و ثـــــروت مان را""نسنج""

فقط به ما ""دلت را بده"" تا زمین و زمان را برایت بدوزیم

فقــــط با ما""روراست باش"" تا دنیا را به پایت بریزیم

 

ما "زن" هستیم

دستانمان ظریفتر از توست...

صورتی لطیف داریم

قلبمان به وسعت آسمانهاست...

احساسمان در چشمها و اشک هایمان خلاصه شده...

نوازشمان که میکنی چشمهایمان را میبندیم تا رازمان را برایت بازگو نکند...این راز را که چقـــــــــــــدردوستت داریم...

بگذار دوستت بداریم...

این ابراز احساس را به پای نیاز نگذار..

وقتی با عشق در آغوش میگیرمت فاحشه نخوان مرا...به من مانند عروسک نگاه نکن..تا دلم را فرش پایت کنم...

 

   



ارسال شده در تاریخ : شنبه 26 مهر 1393 :: 12:24 :: توسط : balatarazeshgh

درباره وبلاگ
فقط دعا کنید به عشقم برسم...***** ببرد از من قرار و طاقت و هوش* بت سنگین دل سیمین بناگوش* نگاری چابکی شنگی کلهدار * ظریفی مه وشی ترکی قباپوش* ز تاب آتش سودای عشقش * به سان دیگ دایم می‌زنم جوش* چو پیراهن شوم آسوده خاطر * گرش همچون قبا گیرم در آغوش* اگر پوسیده گردد استخوانم * نگردد مهرت از جانم فراموش* دل و دینم دل و دینم ببرده‌ست * بر و دوشش بر و دوشش بر و دوش* دوای تو دوای توست حافظ * لب نوشش لب نوشش لب نوش*
نويسندگان
پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران