بالاتر از عشق

از بهار پرسيدم عشق يعني چه؟ گفت تازه شکفته ام نمي دانم


از تابستان پرسيدم عشق يعني چه؟ گفت فعلا در گرماي وجودش غرقم نمي دانم


از پاييز پرسيدم عشق يعني چه؟ گفت در هزار رنگ ان باخته ام نمي دانم


از زمستان پرسيدم عشق يعني چه؟ گفت سرد است و بي رنگ


از مادرپرسيدم عشق يعني چه؟ گفت يعني هرکه در اين خانه است


از پدر پرسيدم عشق يعني چه؟ گفت يعني تو


از خواهر پرسيدم عشق يعني چه؟ گفت هنوز به ان نرسيدم


شبي از ماه پرسيدم عشق يعني چه؟ شرمگين و خجل خود را در اغوش اسمان پنهان کرد


شبي ديگر از ماه پرسيدم عشق يعني چه؟ ماه با چهره اي باز و خندان گفت يعني مهتاب

.

.

.

عشق يعني چه؟ ..............



ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 06 بهمن 1392 :: 15:31 :: توسط : balatarazeshgh

درباره وبلاگ
فقط دعا کنید به عشقم برسم...***** ببرد از من قرار و طاقت و هوش* بت سنگین دل سیمین بناگوش* نگاری چابکی شنگی کلهدار * ظریفی مه وشی ترکی قباپوش* ز تاب آتش سودای عشقش * به سان دیگ دایم می‌زنم جوش* چو پیراهن شوم آسوده خاطر * گرش همچون قبا گیرم در آغوش* اگر پوسیده گردد استخوانم * نگردد مهرت از جانم فراموش* دل و دینم دل و دینم ببرده‌ست * بر و دوشش بر و دوشش بر و دوش* دوای تو دوای توست حافظ * لب نوشش لب نوشش لب نوش*
نويسندگان
پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران